
برادر جان از همین جا خاکت را میبوسم و میگویم دلتنگم دلتنگ تو که حال زیر خروار ها خاک خفته ای ولی از من زنده تری آری برادرم تو زنده ای و هر لحظه صدای ناله ها و درد های مرا میشنوی، اشک هایم را میبینی و به آرزو هایم گوش میدهی مگر میتوان گفت شهدا مرده اند مگر میشود بگویم لبخندت در گوشه اتاقم زیبا نیس همان لبخندی که حال مرحم درد ها و زخم هایم شده ...
آری برادرم بخند لبخند گل زیباست...
برچسب:
نویسنده: سارا پارسامنش